الشيخ الأميني ( مترجم : واحدى )

80

الغدير ( فارسى )

او را ثابت كند . همو گفت : واى بر معاويه درباره حجر و ياران حجر . « 1 » ما يقين داريم كه خداى متعال ، فرزند جگرخواره را سرانجام به كيفر اين همه جناياتى كه با دست گناهكارش دربارهء اهل بصره مرتكب شد ، خواهد رسانيد ، چنان كه پيامبر فرموده است : ريختن خونى كه حلال نيست و كشتن نفوسى كه خداوند حرام كرده ، هلاكتى دردآور و زيانكارى آشكارى است و هرگز خداوند از كسى كه خونى را به ظلم و تجاوز ريخته ، نخواهد گذشت . « 2 » دو تن حضرمى و كشته شدن آنها به گناه تشيع ابو جعفر محمّد بن حبيب بغدادى نسب‌شناس ( م 245 ) در كتاب خود آورده است : « 3 » زياد بن ابيه ، مسلم بن زيمر و عبد اللّه بن نجى را كه هردو حضرمى بودند ، در كوفه بر درهاى خانه‌شان به دار كشيد و چند روز به همان حال بالاى دار ماندند و گناهشان اين بود كه هردو شيعه بودند . اين امر به فرمان معاويه صورت گرفت و حسين بن على ، رضى اللّه عنهما ، در نامه‌اى به معاويه نوشت : آيا اين تو نبودى كه چون گزارش مكتوب پسر سميّه را دربارهء حجر و آن دو نفر حضرمى ، مبنى بر اينكه آنان بر آيين على و فرمانبردار او هستند ، دريافتى و به دو نوشتى كه هركس بر آيين على و فرمانبر اوست ، او را بكش و نابود گردان ؟ و او هم آنها را كشت و فرمان ترا امتثال كرد . آيين على و پسرعمويش ، همان دينى است كه پدرت به آن تمثّل مىكرد و آن را بيان مىداشت ، و تو اكنون در جايگاه او نشسته‌اى . اگر اين آيين نبود ، بزرگ‌ترين شرف تو و پدرت اين بود كه هرسال دو بار بايد كوچ مىكرديد ، اما به بركت ما خاندان بود كه خداوند بر شما منّت نهاد و مشقت آن دو كوچ‌كردن را از شما برداشت . « 4 »

--> ( 1 ) . تمام گفتار حسن در الغدير ( متن عربى / چ 5 ) : 10 / 225 ذكر شده است . ( 2 ) . شرح نهج البلاغة ، ابن ابى الحديد : 1 / 350 . ( 3 ) . المحبّر 479 . ( 4 ) . قريش در جاهليت ، هرسال دوبار مىكوچيدند : هنگام زمستان به يمن و تابستان به شام ، و ابو سفيان رياست كاروانى را كه بين مكه و شام رفت‌وآمد مىكرد ، بر عهده داشت .